پارت چهل و هشتم :

- من چند وقته که اومدم اینجا و از محل زندگی و تمام عادت‌هام دور افتادم... حالا آخرش اینجوری بشه ویولت؟!
ویولت چرخی زد و مقابل سهند ایستاد. احساس کرد وزنه‌های سنگینی به پاهایش وصل کرده‌اند و توی مردابی فرو می‌رود. اگر اموال پدرش صرف امور خیریه می‌شد دیگر نمی‌توانست دستش را به آن‌ها برساند. پلک چپش مدام از این فکر می‌پرید و نمی‌دانست باید چه جوابی به نگاهِ منتظر سهند بدهد.
- نه چ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماه نو

    0

    روند عالیه

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    طفلی سهند💔🥲

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تقدیر.... تقدیر.... تو که بهتر می‌دونی😏

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    سهند آرکاداش میشود😎 فکر کنم موندگار بشه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عالی بود. از این به بعد بهش میگم سهند آرکاداش🤭

    ۲ سال پیش
  • moon

    0

    آزاده خانم گللللل چرا جواب پیام ها رو نمیدی بانو ؟؟؟🥲🥴😂 خط آخر دقیقا وقتی ی رفیق میخواد تایید کنه حرفت رو ، اول یک دور تخریب کامل صورت میگیره 😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تازگی‌ها به شدت درگیرم به شدت🥲

    ۲ سال پیش
  • Fafa

    0

    سلام آزاده جون خوش قلمم...باز خوبه حداقل تصمیم درستی گرفت که بمونه امیدوارم روزهای خوبی داشته باشه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سلام جانم ممنونم از همراهیت و اینکه جدیدا کاملا فعال شدی خیلی خوشحالم تبریک به خودم😍

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    میتونه باکمک عالیه برگرده ستایشو راضی کنه طلاق بگیره،اما سورن دیگه حتما اونو میکشه تاحالا هم نکشته چون میخواسته زجرش بده دلیل این کینه هم معلوم نیست ،پس همونجا بمونه بهتره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سورن به شدددددت از سهند متنفره💔

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    اینقدر از اینکه سهند میخواد بمونه ترکیه خوشحال شدم که از حرص خوردن ویولت خوشحال نشدم، نمیدونم چرا حس می کنم وکیل قبل از دیدن ویولت و سهند یه صحبتی با عالیه خانوم داشته و عالیه خانوم بهش هشدار داده

    ۲ سال پیش
  • سهیل

    1

    پارت قبلی گفته بودن که همایونفرها بهش رشوه دادن..سورن هم گفت میخواد با وکیل حرف بزنه که وصیت نامه رو انکار کنه تا هیچی به سهند نرسه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی از توضیح دقیق عزیزم🤩

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با دقت نخوندی🥲

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    خوشحالم که میمونی بمون حقتو بگیر بعد بیا ستایش هم پس بگیر

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اوه اوه خطرناکه به نظرم

    ۲ سال پیش
  • انا

    0

    آیا عمه خانم به وکیل پول دادن یا سورن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با دقت نخوندی🥲

    ۲ سال پیش
  • م.ر

    1

    عمه کسی هستش کمک میکنه بازگشت به ایران چیزی را حل نمیکنه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اره واقعا چیزی حل نمیشه با برگشتنش

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩵💙💜❤️🤍🩶💚🧡🤎💛

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜💜

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!